خلاصه:امیر برادر ساقی سعی می کنه که ساقی رو از خودش دور کنه و خواهرشو برنجونه …یه جورایی ساقی رو مجبور می کنه که از شمال بره به یه شهر…ساقی هم با اجبار قبول می کنه…که بره به شهری که تو تمام عمرش فقط یه اسم ازش می دونه…تهران….پایان خوش

jarمستقیم»۱۰۱۷صفحه

jarمستقیم

apkمستقیم(تبلت،اندروید)

epubمستقیم(تبلت،ایپد،ایفون)

pdfمستقیم»۲۹۳صفحه

pdfمستقیم زیپ